۱۳۹۴ دی ۲۲, سه‌شنبه

خوشبختی واقعی - خوشا به حال دوم



انسانها همواره در جستجوی خوشبختی هستند. آنها برای پیدا کردن عشق و محبّت تلاش می کنند. برای صلح تمنّا دارند و همه خواهان لطف و برکت خداوند می باشند. 


از نظر عیسی مسیح منشأ اصلی برکت و خوشبختی چیست؟ 

از نظر عیسی مسیح خوشبختی حقیقی از مواردی که جامعه و زندگی دنیوی به ما میدهد به دست نمی آید . این خوشبختی از یک زندگی لوکس، زیبایی، ثروت و موقعیت اجتماعی نمی آید. خوشبختی احساس شما، اموال شما و یا کارهایی که می کنید نیست، بلکه عیسی مسیح رفتار نیکو را برای دریافت برکت و رضایت خداوند پدر برای هر مسیحی تأکید میکند و این رفتارهای پسندیده را در ۸ مورد خلاصه میکند که، در متی ۵: ۳-۱۰ ولوقا ۶: ۲۰-۲۳ میتوان یافت (که جزو مهمترین تعلیمات عیسی مسیح به شمار میرود.) و این چیزی است که عیسی مسیح آنرا خوشبختی واقعی می خواند.


خوشا به حال دوم 

متّی ۵: ۴«خوشا به حال ماتم‌زدگان، زیرا ایشان تسلّی خواهند یافت. 

برای گناهان خود ماتم کنید. برای شرایط بد خود و جهان اطراف خود ماتم داشته باشید. با ماتمیان ماتم کنید. برای عزیزان از دست داده خود ناله و زاری و شیون کنید. چرا که امری کاملاً طبیعی است . در هیچ جای کتاب مقدّس نیامده که مسیحیان همواره دیوانه وار شاد باشند و بخندند، وعده زندگی بی مشکل نیز داده نشده است . امّا مسیح قول میدهد در آن هنگام که ما ماتم داریم تسلّی خواهیم یافت. آنها که با اشک می کارند با شادی درو خواهند کرد. در نهایت وعده مسیح برای ما در نهایت تسلّی یافتن و دریافت آرامش الهی است که بالاتر از هر گونه آرامشی در دنیاست. 

چه چیزی می تواند خواب آسوده شبانه را برای ما فراهم آورد؟ ثروت؟ مکنت ؟ مقام؟ زیبایی؟ و .... ؟ 
خیر 
امّا ما مسیحیان عیسی مسیح و آرامش الهی را داریم : آسوده به بستر می روم و می خوابم. زیرا ای خداوند، تو یگانه کسی هستی که به من اطمینان می بخشی.   (مزمور ۴: ۸)

خوشبختی واقعی - خوشا به حال اول



انسانها همواره در جستجوی خوشبختی هستند. آنها برای پیدا کردن عشق و محبّت تلاش می کنند. برای صلح تمنّا دارند و همه خواهان لطف و برکت خداوند می باشند.

از نظر عیسی مسیح منشأ اصلی برکت و خوشبختی چیست؟ 

از نظر عیسی مسیح خوشبختی حقیقی از مواردی که جامعه و زندگی دنیوی به ما میدهد به دست نمی آید . این خوشبختی از یک زندگی لوکس، زیبایی، ثروت و موقعیت اجتماعی نمی آید. خوشبختی احساس شما، اموال شما و یا کارهایی که می کنید نیست، بلکه عیسی مسیح رفتار نیکو را برای دریافت برکت و رضایت خداوند پدر برای هر مسیحی تأکید میکند و این رفتارهای پسندیده را در ۸ مورد خلاصه میکند که، در متی ۵: ۳-۱۰ ولوقا ۶: ۲۰-۲۳ میتوان یافت (که جزو مهمترین تعلیمات عیسی مسیح به شمار میرود.) و این چیزی است که عیسی مسیح آنرا خوشبختی واقعی می خواند. 

خوشا به حال اول 

متی ۵: ۳ - «خوشا به حال کسانی‌ که از فقر روحی خود آگاهند زیرا، پادشاهی آسمان از آن ایشان است. 

فقر یعنی تمنّا داشتن ، فاقد چیزی بودن (کمبود داشتن)، وابسته به حمایت دیگران بودن . امّا در اینجا فقر به معنای به زانو درآمدن تا جایی است که بفهمید شما وابسته حمایت و نیازمند به عیسی مسیح برای زندگی سعادتمند هستید. یعنی آنجایی که به ته خط رسیده اید، برکت خواهید یافت. 
کسانی که دارای فقر روحی هستند برکت میگیرن، زیرا مسیح برای ممکن کردن همین آمده، چرا که جایگاه آنها پادشاهی آسمان است.

۱۳۹۴ دی ۲۱, دوشنبه

راه و راستی و حیات


heart emoticon
خدا ما را نجات داد. بلکه بر طبق نقشه` خود خدا،
و فیضی است که از ازل در شخص مسیح به ما عطا فرمود 

میوه ی روح القدس چیست؟



جواب: غلاطیان۲۳:۵-۲۲ به ما می گوید: " امّا ثمرۀ روح، محبت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری،فروتنی و خویشتنداری است. " میوه ی روح القدس اثر حضور او در زندگی یک مسیحی است. کتاب مقدس روشن می سازد که همه ی افراد در لحظه‌ای که به عیسی مسیح معتقد می شوند روح القدس را دریافت می کنند (رومیان۹:۸؛ اول قرنتیان ۱۳:۱۲؛ افسسیان ۱۴:۱-۱۳). یکی از اهداف اولیه ی ورود روح القدس به زندگی یک مسیحی ، تغییرآن زندگی است. این کار روح القدس است که ما را با تصویر مسیح مطابقت دهد، و ما را بیشتر شبیه او سازد.

میوه ی روح القدس در تقابل مستقیم با اعمال طبیعت نفسانی در غلاطیان ۲۱:۵-۱۹ است : " اعمال نفس روشن است: بی‌عفتی، ناپاکی، و هرزگی؛بت‌پرستی و جادوگری؛ دشمنی، ستیزه‌ جویی، رشک، خشم؛ جاه‌ طلبی، نفاق، دسته‌بندی،حسد؛ مستی، عیاشی و مانند اینها. چنانکه پیشتر به شما هشدار دادم، باز می‌گویم که کنندگان چنین کارها پادشاهی خدا را به‌میراث نخواهند برد. " این عبارات همه ی مردم، ازطبقات مختلف ، هنگامی که مسیح را نمی شناسند و در نتیجه تحت تاثیر روح القدس نیستند را توصیف می کند. طبیعت نفسانی ما انواع خاصی از میوه را که منعکس کننده طبیعت ماست تولید می کند، و روح القدس انواع میوه را که منعکس کننده ماهیت اوست تولید می کند.

زندگی مسیحی نبرد طبیعت نفسانی در برابر طبیعت جدید داده شده توسط مسیح است (دوم قرنتیان ۱۷:۵ ).به عنوان انسان هبوط کرده ما هنوز در بدنی که خواهان چیزهای گناه آلوده است اسیریم (رومیان ۲۵:۷-۱۴). به عنوان مسیحیان، ما روح القدس را درون خود داریم که میوه ی خود را در ما تولید می کند و قدرت او در دسترس ماست تا بر اعمال طبیعت نفسانی فائق بیاییم ( دوم قرنتیان ۱۷:۵، فیلیپیان ۱۳:۴). یک مسیحی هرگز به طور کامل در به بار آوردن همیشگی میوه ی روح القدس پیروز نخواهد بود.هر چند، این یکی از اهداف اصلی زندگی مسیحی است، به تدریج اجازه می دهیم که روح القدس به تولید بیشتر و بیشتر میوه های خود در زندگی ما بپردازد و اجازه می دهیم تا روح القدس خواسته های نفسانی را به تسخیر در آورد. خداوند می‌خواهد که زندگی ما نمایانگر میوه ی روح باشد و این با کمک روح القدس، امکان پذیراست.

اهمیت شام خداوند/ عشاء ربانی مسیحیان چیست؟



 مطالعه دربارة عشاء ربانی تجربه ایست که بعلت عمق مطلب جان را تکان می دهد. در عید قدیمی فصح و غروب مرگش بود که عیسی غذای دسته جمعی مهمی ترتیب داد که ما تا به امروز آنرا انجام می دهیم. این قسمت مهمی از پرستش مسیحیان است. این ما را بیاد مرگ خداوندمان و قیام او می اندازد و اینکه منتظر بازگشت پر جلالش در آینده باشیم.

عید فصح مقدسترین عید سال دینی یهودیان بود. این عید بلای آخر در مصر را بیاد آنها می آورد که نخست زادة مصریان مردند و اسرائیلیان بعلت خون بره ای که به چهار چوب در هایشان پاشیده بودند زنده ماندند. بعد بره را پختند و با نان فطیر خوردند. فرمان خدا این بود که این عید نسل اندر نسل برگزار شود. این داستان در کتاب خروج 12 نوشته شده است.

در ضمن شام آخر- عید فصح – عیسی نان را گرفت و خدا را شکر کرد. در حالیکه نان را پاره می کرد و به شاگردان می داد، گفت، "این است جسد من که برای شما داده می شود. اینرا بیاد من بجا آرید و همچنین بعد از شام پیاله را گرفت و گفت این پیالة عهد جدید است در خون من که برای شما ریخته می شود" (لوقا 22 : 19-21). او عید را با یک سرود خاتمه داد (متی 26 :30)، و شب به کوه زیتون رفتند. در آنجا بود که همانطور که نبوت شده بود یهودا به عیسی خیانت کرد. روز بعد او مصلوب شد.

موضوع عشاء ربانی در اناجیل آمده است (متی 26: 26-29 ، مرقس 14 : 17-25 ، لوقا 22: 7-22 و یوحنا 13 : 21-30). پولس رسول در مورد عشاء ربانی در 1 قرنتیان 11: 23-29 نوشته است. پولس عبارتی گفته است که در اناجیل نوشته نشده است: "پس هر که بطور ناشایسته نانرا بخورد و پیالة خداوند را بنوشد مجرم بدن و خون خداوند خواهد بود. اما هر شخص خود را امتحان کند و بدینطور از آن نان بخورد و از آن پیاله بنوشد. زیرا هر که می خورد و می نوشد فتوای خود را می خورد و می نوشد اگر بدن خداوند را تمییز نمیکند" (1 قرنتیان 11: 27-29). ممکن است ما بپرسیم منظور از "بطور ناشایسته" در نان و پیاله شریک شدن یعنی چه. ممکن است معنی آن این باشد که معنی واقعی نان و پیاله از بین برود و بهای سنگینی که نجات دهندة ما برای نجات ما پرداخت فراموش شود. و یا ممکن است معنی آن این باشد که مراسم مراسمی مرده و تشریفاتی بشود و یا اشخاص با گناه اعتراف نشده به شام خداوند نزدیک شوند. برای انجام دستور عمل پولس، قبل از اینکه نان بخوریم و از پیاله بنوشیم، باید خودمان را تفتیش کنیم.

عبارت دیگری که پولس گفت و در اناجیل نیست این است که "زیرا هر گاه این نانرا بخورید و این پیاله را بنوشید موت خداوند را ظاهر می نمایید تا هنگامیکه باز آید" (1 قرنتیان 11 : 26). این به دوران انجام مراسم زمان مشخصی می دهد – تا بازگشت خداوند. از این عبارات مختصر یاد می گیریم که چطور عیسی دو عنصر ضعیف را بعنوان سمبل بدن و خونش انتخاب کرد و از آنها بعنوان نشانه ای از مرگش استفاده کرد. این نشانه یک مرمر کنده کاری شده و یا قالب برنجی نبود، بلکه نان بود و شراب.

او اعلام کرد که نان سمبل بدن اوست که شکسته می شود. استخوان شکسته ای در کار نبود، اما بدن او آنقدر شکنجه شده بود که بسختی قابل تشخیص بود (مزمور 22 : 12-17، اشعیاء 53 : 4-7). شراب سمبل خون اوست، نشانة مرگ وحشتناکی که باید بزودی تجربه می کرد. او، پسر کامل خدا، نبوتهای بیشماری را که در عهد عتیق دربارة نجات دهنده پیشگویی شده بود تکمیل کرد (پیدایش 3 : 15، مزمور 22 ، اشعیاء 53). وقتی او گفت، "این را بیادگاری من انجام دهید،" منظورش این بود که این رسم باید در آینده هم ادامه پیدا کند. بعلاوه منظورش این بود که عید فصح، که باید یک بره قربانی می شد و سمبل قربانی شدن برة خدا بود که گناه جهان را بر می دارد، در شام خداوند تکمیل شد. عهد جدید جای عهد عتیق را گرفت وقتیکه مسیح، برة عید فصح (1 قرنتیان 5 :7)، قربانی شد (عبرانیان 8: 8-13). دیگر به مراسم قربانی احتیاجی نبود (عبرانیان 9: 25-28). شام خداوند/عشاء ربانی مسیحیان یک یادآوریست از آنچه مسیح برای ما انجام داد و جشنیست برای آنچه ما در نتیجة قربانی او دریافت می کنیم. 

چرا خدا به ما چهار انجیل داد؟



 در اینجا چند دلیل برای اینکه چرا خدا به جای یک انجیل، چهار انجیل داده مطرح شده است:

1) برای اینکه تصویر کاملتری از مسیح ارائه دهد. در حالیکه تمام کتاب مقدس الهام خداست (دوم تیموتائوس 16:3)، اما خدا از نویسندگان بشری با پیش زمینه ها و شخصیتهای متفاوت استفاده کرده تا مقاصدش را از طریق نوشته هایشان محقق کند. هر یک از نویسندگان اناجیل در پسِ انجیل خود هدف متمایزی را داشته اند و در اجرای مقاصد خود، هریک بر جنبه های متفاوتی از شخصیت و خدمت عیسی مسیح تاکید کردند.

متی برای مخاطب عبرانی می نوشت، و یکی از مقاصدش این بود که از نسب نامه ی عیسی و تحقق نبوتهای عهد عتیق نشان دهد که او همان مسیحایی بود که از قدیم انتظارش کشیده می شد، و از اینرو می بایست به او ایمان داشت. تاکید متی این است که عیسی، "پادشاه موعود"، و "پسر داود" است که تا ابد بر تخت سلطنت اسراییل خواهد نشست.

مرقس، پسرعموی برنابا (کولسیان 10:4)، شاهد عینی رویدادهای زندگی عیسی و همچنین دوست پطرس رسول بود. مرقس برای مخاطبان غیر یهودی نوشت چرا که چیزهایی را که برای خوانندگان یهودی مهم بوده (نسب نامه ها، مجادله عیسی با رهبران یهودی زمان او، ارجاعات مکرر به عهد عتیق و ...) را در انجیل خود نیاورد. مرقس بر مسیح به عنوان خادم رنج دیده تاکید می کند، کسی که نيامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهاي رهايي به عوض بسياري بدهد (مرقس 45:10).

لوقا، "پزشک محبوب" (کولسیان 14:4)، مبشر، و همنشین پولس رسول، هم انجیل لوقا و هم اعمال رسولان را نوشت. لوقا تنها نویسنده غیر یهودی عهد جدید است. او مدتهاست که به عنوان یک تاریخ دان سخت کوش و ماهر توسط آنانیکه از نوشته هایش در مطالعات تاریخی و نسب نامه ای استفاده می کنند، پذیرفته شده است. به عنوان یک تاریخ نویس، او بیان می دارد که این تمایل اوست که امور زندگی مسیح را بر پایه گزارشات شاهدان عینی به ترتیب تالیف کند (لوقا 1:1-4). از آنجاییکه او به طور خاص خطاب به تئوفیلوس نوشته است، که ظاهراً از مقامات غیر یهودی بوده، انجیل او با ذهنیت یک مخاطب غیر یهودی نوشته شد، و گرایش او این است که نشان دهد که ایمان مسیحی بر مبنای رویدادهای قابل اعتماد و قابل تایید است. لوقا اغلب به مسیح به عنوان "پسر انسان" اشاره می کند و بر انسانیت او تاکید می کند، و جزئیات بسیاری را که در سایر اناجیل یافت نمی شود، به اشتراک می گذارد.

انجیل یوحنا، که توسط یوحنای رسول نوشته شده، متمایز از سه انجیل دیگر است و شامل محتوای الهیاتی بیشتری درباره شخص مسیح و مفهوم ایمان است. متی، مرقس و لوقا، به دلیل سبکهای مشابه شان و گزارش خلاصه ای از زندگی مسیح، به عنوان "اناجیل هم نظر" تلقی می شوند. انجیل یوحنا با تولد یا خدمت زمینی عیسی آغاز نمی شود بلکه پیش از آنکه او انسان شود، با فعالیت و شخصیت پسر خدا آغاز می شود (یوحنا 14:1). انجیل یوحنا بر الوهیت مسیح تاکید می کند، همانطور که در استفاده از عباراتی نظیر «کلام، خدا بود» (یوحنا 1:1)، «منجی جهان» (یوحنا 42:4)، «پسر خدا» (بارها بکار گرفته شده)، و «خداوند و ... خدا» (یوحنا 28:20) دیده می شود. عیسی در انجیل یوحنا الوهیتش را با عبارات متعدد «من هستم» تصدیق می کند؛ قابل ملاحظه ترین در میان این اظهارات مربوط به یوحنا 58:8 است که می گوید «پیش از آنکه ابراهیم باشد، من هستم» (مقایسه کنید با خروج 13:3-14). اما یوحنا بر حقیقت انسانیت عیسی نیز تاکید می کند و تمایل دارد که اشتباه بدعت مذهبی آن زمان یعنی ناستیکی را نشان دهد که بر انسانیت مسیح ایمان نداشتند. انجیل یوحنا هدف کلی نگارشش را مشخصاً بیان داشته است: «عيسي آيات بسيارِ ديگر در حضور شاگردان به‌‌ظهور رسانيد که در اين کتاب نوشته نشده است. امّا اينها نوشته شد تا ايمان آوريد که عيسي همان مسيح، پسر خداست، و تا با اين ايمان، در نام او حيات داشته باشيد.»

بنابراین، با در دست داشتن چهار گزارش متمایز اما به یک اندازه صحیح از مسیح، جنبه های مختلف شخصیتی و خدمتش آشکار می شود. این چهار گزارش مثل نخهایی با رنگهای مختلف است که در یک پرده نقش دار در کنار یکدیگر بافته شده است تا تصویر کاملتری از این شخص که در ورای توصیف است را شکل بدهد. و از آنجاییکه ما هرگز همه چیز را درباره عیسی مسیح نخواهیم فهمید (یوحنا 30:20)، از طریق چهار انجیل می توانیم به اندازه کافی بدانیم و درک کنیم که او کیست و برای ما چه کرده است تا اینکه از طریق ایمان به او حیات داشته باشیم.

2) تا ما را قادر سازد که به طور عینی صداقت گزارشاتشان را وارسی کنیم. کتاب مقدس، از اولین دوران، بیان می کند که دادرسی در یک دادگاه قانون تنها با شهادت یک شاهد عینی بر ضد یک شخص انجام نخواهد گرفت، مگر با شهادت حداقل دو یا سه نفر (تثنیه 15:19). با توجه به این موضوع، گزارشات مختلف از شخصیت و خدمات زمینی عیسی مسیح ما را قادر می سازد که صحت اطلاعاتی را که درباره او داریم، ارزیابی بکنیم.

سیمون گرینلیف، مقام صلاحیت دار مشهور و شناخته شده در حوزه مدارک قابل قبول در یک دادگاه، چهار انجیل را از نقطه نظر قانونی مورد بررسی قرار داد. او متذکر شد که نوع گزارشات شهودی که در چهار انجیل داده شده – گزارشاتی که هم رای هستند، اما هر نویسنده خواسته که جزئیاتی را برای تفاوت داشتن با یکدیگر حذف یا اضافه کند – نوعی از منابع قابل اعتماد و مستقل هستند که در یک دادگاه قانون به عنوان شواهد قوی مورد پذیرش قرار می گیرند. اگر اناجیل شامل دقیقاً اطلاعات یکسان با جزئیات یکسان می شدند، و از یک چشم انداز نوشته می شدند، این نشانگر تبانی می شد، به عبارت دیگر در یک زمانی نویسندگان پیشاپیش با هم جمع شده اند که داستانهای خود را راست و ریست کنند تا نوشته هایشان به نظر معتبر بیایند. اختلافات بین اناجیل، حتی تناقضات ظاهری، جزئیات در بررسی اولیه دال بر طبیعت مستقل هر کدام از نوشته هاست. از اینرو، طبیعت مستقل گزارشات چهار انجیل، که در اطلاعاتشان هم رای، اما در چشم انداز، مقدار جزئیات، و اینکه کدام رویداد ثبت شده است، تفاوت دارند، نشان می دهد که ثبتی را که ما از زندگی و خدمت مسیح در اناجیل داریم واقعی و قابل اعتماد است.

3) تا جویندگان سخت کوش را پاداش دهد. با مطالعه ی تکی هر انجیل چیزهای بسیاری بدست می آید، اما با مقایسه و در مقابل هم قرار دادن گزارشات متفاوت رویدادهای خاص از خدمت عیسی، چیزهای حتی بیشتری بدست می آید. به طور مثال، در متی 14 گزارش خوراک دادن به 5000 تن و راه رفتن عیسی روی آب داده شده است. در متی 22:14 گفته شده که «عيسي بي‌درنگ شاگردان را بر‌آن داشت تا در آن حال که او مردم را مرخص مي‌کرد، سوار قايق شوند و پيش از او به آن سوي دريا بروند.» کسی ممکن است بپرسد که چرا عیسی چنین کاری را انجام داد؟ در گزارش متی هیچ دلیل آشکاری ذکر نشده است. اما وقتی که آن را با گزارش مرقس در فصل 6 ترکیب می کنیم، می بینیم که هنگامی که عیسی شاگردان را دو به دو اعزام کرده بود و بدیشان اقتدار بخشیده بود که دیوها را اخراج کنند و مردم را شفا دهند، آنان از این ماموریت برگشته بودند. اما آنان با خودبینی برگشتند و جایگاه خود را فراموش کردند و اکنون آماده شدند تا حتی به او دستورالعمل ارائه دهند (متی 15:14). بنابراین، در مرخص کردن آنان هنگام غروب که به آنسوی دریای جلیل بروند، او دو چیز را بدیشان آشکار می سازد. از آنجاییکه آنان به خاطر خودبینی شان تا ساعات اولیه صبح گرفتار طوفان و امواج شدند، متوجه دو چیز شدند: 1) با توانایی شخصی شان هیچ چیزی را نمی توانند برای خدا بدست آورند و 2) هیچ چیز غیر ممکن نیست، اگر او را صدا بزنند و در وابستگی به قدرت او زندگی کنند. قسمتهای بسیاری از کلام وجود دارد که شبیه به "جواهرات" هستند که توسط دانش آموز سخت کوش کلام خدا می تواند پیدا شود، یعنی کسی که برای مقایسه متون کتاب مقدس با هم، وقت می گذارند.

بخشش در کتاب مقدس


بخشش در کتاب‌مقدس ریشه در ذات خدا دارد. عفو گناهکار و به‌یاد نیاوردن خطایای او، از قلب خدای فیاضی ساطع می‌گردد که مشتاقانه در پی اِعطای فرصتی دوباره به شخصِ خاطی است. از آنجا که خدای کتاب‌مقدس خدایی قدوس است، نمی‌تواند عدالت را زیر پا بگذارد و به‌یکباره گناه را ببخشد. این خدا در عهدعتیق به‌خاطر فیض و کَرَمِ خود، حیوانات قربانی را به‌جای جانِ خود شخص می‌پذیرفت. اما این فیض و کرمِ خدا در بخشش گناهان، در عهدجدید به اوج می‌رسد و خودِ خدا در وجودِ مسیح قربانیِ کاملِ گناه بشر می‌گردد. بدین ترتیب پایه و اساسِ بخشش در مسیحیت، بر واقعه‌ای ملموس و تاریخی استوار است.

خدایی که کتاب‌مقدس معرفی می‌کند، خدای عبوسی نیست که با اکراه و از سرِ ناچاری از گناهِ مخلوق خویش چشم‌پوشی ‌کند. او از خطایای انسان به‌عنوان بهانه‌ای استفاده نمی‌کند تا با به مجازات رساندن او، به‌اصطلاح درسِ عبرتی به مخلوق خود داده باشد. بلکه خدای کتاب‌مقدس حتی آنگاه که قومش از او نافرمانی می‌کنند و در برابر او می‌ایستند، باز لطف و رحمتِ خود را از آنان دریغ نمی‌دارد (نحمیا ۹:‏۱۷؛ دانیال ۹:‏۹). کتاب‌مقدس قاطعانه خدا را شخصیتی رحیم و رئوف معرفی می‌کند (خروج ۳۴:‏۶). خدایی که وقتی می‌بخشد، دیگر خطا و گناه را به‌یاد نمی‌آورد (مزمور ۱۰۳:‏۱۲؛ اشعیا ۳۸:‏۱۷، ۴۳:‏۲۵، ارمیا ۳۱:‏۳۴؛ میکا ۷:‏۱۹). اما بخشش در کتاب‌مقدس همواره فرایندی متقابل و دوجانبه است. برای برخوردار شدن از این بخشش باید قلبی نیازمند داشت. بخشش خدا گرچه کامل است، اما بدون واکنش مناسب از جانب شخص خاطی و ابراز نیاز او برای دریافت چنین بخششی، بی‌تأثیر خواهد بود. دیگر آنکه کسی که بخشش الهی را تجربه می‌کند، ‌باید او نیز دیگران را ببخشد (کولسیان ۳:‏۱۳ ؛ متی ۱۸:‏۲۳-۳۵). در واقع اگر روحیۀ بخشش بر رفتار و روابط فرد مسیحی حاکم نیست، باید جداً در رابطه خود با خدا تجدیدنظر کند (لوقا ۶:‏۳۷). به همین خاطر است که عیسی مسیح وقتی می‌خواهد طرز دعا کردن را به ما یاد دهد، از ما می‌خواهد به‌هنگام طلب بخشش از پدر آسمانی‌مان، خطاب به او اینطور دعا کنیم: «قرض‌های ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضدارانِ خود را می‌بخشیم...» (دعای ربانی، متی ۶:‏۱۲).